حوادث
-
زنم صبح تا شب غر می زد / میهمانی بودم که صد دل عاشق زن مطلقه شدمحوادث رکنا: صبح تاشب کارش شده بود غر زدن ایراد گرفتن به رخ کشیدن مرد های فامیل ...خسته شده بودم تا اینکه کتایون را دیدم ....